اینبار با هیچ بهانه ای به سراغ این کارگردان و نظریه پرداز میرویم. انسان مطرح و ماهریست!.
يوجينو باربا
Eugeino Barba

کارگردان و نظريه پرداز / ايتاليا ، 1936
باربا از اواسط دهه 1960 همزمان با بسط و گسترش الگوهاي نظري خود درباره
تجزيه و تحليل فرآيند اجرا ، دراماتورژي ، آموزش و تربيت اجراگر، اجراهاي فراوان
و متفاوتي را نيز کارگرداني کرده است .کاوش هاي تئاتري وي در لهستان آغاز شد
جايي که طي سال هاي( 1960 تا 1964 ) در آنجا در مقام دستيار کارگردان با
« يرژي گروتفسکي» به همکاري پرداخت .
پدر او یک افسر ارتش بود و در جنگ مفقود شد و او پس از گذرانیدن دوره ی دبیرستان در مدرسه نظامی ناپل ، نخواست تا راه پدر را که همان خدمت در ارتش بود را ادامه دهد.وی در سال ۱۹۵۴ به نروژ مهاجرت کرد تا به عنوان یک جوشکار یا ملوان به زندگی خود ادامه دهد .او تحصیلات خود را در رشته ی ادبیات نروژی و تاریخ مذهب در دانشگاه اسلو فرانسه به پایان رسانید.
و به سال 1961 برای تحصیل کارگردانی تئاتر به لهستان و مدرسه ی دولتی تئاتر در آنجا رفت ، اما یک سال بعد آنجا را ترک کرده و به عنوان دستیار به مدت سه سال به يرژي گروتفسکي پیوست .
او در سال ۱۹۶۳ پس از يك سفر شش ماهه به هند ، مطلب طولانى درباره كاتاكالى نوشت که در ایتالیا ، فرانسه ، آمریکا و دانمارک آن را به چاپ رسانید ؛ كاتاكالى در آن زمان در غرب يك فرم تئاترى ناشناخته محسوب مى شد . باربا اولین کتاب خود را با عنوان (( گرتوفسکی در جستجوی تئاتر گم شده )) در ایتالیا و مجارستان منتشر کرد . او در ۱۹۶۴ گروه تئاتر اودين را در اسلو بنيان نهاد و در ۱۹۶۶ آن را به هولستبرو در دانمارك انتقال داد و با يك تغيير نام ، تئاتر لابراتوار منطقه اسكانديناوى را تأسيس كرد .
او همچنين در ۱۹۷۹ (( مدرسه بين المللى مردم شناسى تئاتر ISTA )) را پايه گذارى كرد . وى عضو كميته مشاوران بعضى ازنشریه هاى آموزشى - علمى از جمله: TDR است . باربا از دانشگاه هاى آرهوس ، آياكوچو و بولونيا دكتراى افتخارى دريافت كرده است و همچنين دانشگاه مونترال نشان لياقت علمى را به وى اهدا نمود. باربا در ۱۹۸۰ جايزه آكادمى دانمارك ، در ۱۹۸۴ جايزه منتقدين تئاتر مكزيك ، در ۱۹۹۶جايزه بين المللى پيراندلو و در سال ۲۰۰۰ نيز جايزه سونينگ دانشگاه كپنهاك را دريافت كرد .
باربا یکی از اعضای هیئات مدیره ی روزنامه هایی همچون : بازبین تئاتر ، پژوهش تئاتر و ... است که تمامی این روزنامه ها به زبانهای متعددی در دنیا ترجمه شده است .
شاگردي باربا در محضر گروتفسکي به ارتباطي منجر شد که خود باربا آن را : (( خويشاوند شدن مريد و مراد )) توصيف مي کند . باربا در سال 1968 با مشارکت مالي کمپاني خودش - تئاتر اودين - کتاب « به سوي تئاتر بي چيز» گروتفسکي را تدوين و آماده چاپ کرد. ( البته ترجمه تئاتر بی توشه مناسب تر است . )
او تئاتر اودين (( Odin Theatre )) را با گرد هم آوردن بازيگرهايي که از مدارس درام و تئاتر اسلو بيرون رانده شده بودند و یا در آزمون ورودی دانشگاه اسلو پذیرفته نشده بودند ، راه اندازي کر د. این گروه تمرینات و آموزشهای خود را در پناهگاهی که برای حمله ی هوایی ساخته شده بود انجام می دادند . باربا در طی 45 سال گذشته با همکاری گروه ادین در حدود 71 کار را کارگردانی کرده است . تئاتر اودین برای اجرای نمایش ، تحقیق و پژوهش ، فعالیتهای آموزشی فرهنگی و ... به وجود آمد و محلی برای تجمع بازیگران و هنر مندان از سراسر دنیا شد . فعالیتهای آموزشی این گروه در سمینارها ، ورک شاپ ها و و نشست ها جا ی می گیرد . در این گروه ، تئاتر به یک پروژه نمایشی تبدیل شده که وارد محیط زندگی مردم و اجتماع شد . بدین واسطه گروه اودین توانست به عنوان یک نیروی فعال به محیط اجتماعی ، زندگی دوباره ببخشد و توانست به وسیله ی شخصیت بخشیدن به همه ی چیز ها ، زندگی اجتماعی تازه و متفاوتی به وجود آورد .
باربا در معرفي کار گروتفسکي در سطح عمومي و بين المللي و ترسيم و تعريف رويکرد تئاتر آزمايشگاهي، بسيار موفق عمل کرد که تاثير آن در اجراهاي خود وي نيز آشکار است، به ويژه در اجراهاي نخستين او مانند : ( کاسپاريانا 1967 و خانه پدرم 1967 ) و حتي در آثار متاخر وي همچون : ( قصر هوستبرو 1990 ) . توليدات گروه تئاتر اودين در سفرهاي دوره ايي خود با استقبال مواجه شد و به خاطر توان بالاي تکنيکي بازيگرهاي کارآزموده بسيار تشويق و تحسين شد .







